تکرار

این را برای تو می‌نویسم. لعنت به آن جا که تو نیستی. بسوزانم کاغذهایی را، بمیرانم واژه‌هایی را که تو نمی‌خوانی‌شان. من از بلندترین قله‌های دلتنگی، از ژرف‌ترین درّه‌های تنهایی با تو سخن می‌گویم. کاش دنیا اینقدر بزرگ نبود. کاش فاصله‌ها گورشان را گم کنند و بروند. من از بی‌انتهاترین بیراهه‌های جنون با تو سخن می‌گویم. از وسیع‌ترین صحاری حیرت و سرگردانی. چه زیباست نامت وقتی در دلتنگ‌ترین شب‌های بی‌سحر زندگانی ظلمت ذهن آشفته‌ام را چرخ می‌خورد و تکرار می‌شود. چه تکراری! تو تکرارنشدنی‌ترین تکرار دنیایی. مدام تکرار شو تا من بدوم دشت بی‌کران آرزوهایم را. که تنها یکی‌ست، آن هم تو.

نام تو عریان‌ترین واژه است در مستورترین پستوی ذهنم. تو را فقط برای خودم می‌خواهم...

منبع اصلی مطلب : از دوردست‌های تبعید
برچسب ها : تکرار
اشتراک گذاری: این صفحه را به اشتراک بگذارید

سایت : در هوای سی‌کل